امروز هشتادمين سالروز تولد اسوه اميد در زندگيهاي نااميدوار امروزي ماست.امروز جشني است بزرگ و من غايب . امروز شكرگزاران ، گرد هم شاكر خالق "خوبي" هستند ومن غايب.
ايكاش اين روزمرّگي ِ بيحاصلِ دايرهوار نبود و ذهن ِ بيدغدغهاي،همنشين من بود، تا به دور از هرهياهوي پوچ ِكاري سفر ميكردم به آن خاطرات دور و زنده.
بزرگ مادري براي من كه هنوز دلش براي نتيجههايش همچون فرزند و نوه خود ميتپد و من عاشق اين تپيدنم. من عاشق اين غرورم كه نگذاشت بيست سال تنهاييش ، بر كسي تحميل شود. من عاشق اميدم در او . من عاشق عشقم در او. من خجلم كه موهبت جواني من، تنها سن و سال است و نه شور ونه اميد. ما به او افتخار ميكنيم.
خدايا ، همچنان نور اميدت بر او بتابان .
ايكاش اين روزمرّگي ِ بيحاصلِ دايرهوار نبود و ذهن ِ بيدغدغهاي،همنشين من بود، تا به دور از هرهياهوي پوچ ِكاري سفر ميكردم به آن خاطرات دور و زنده.
بزرگ مادري براي من كه هنوز دلش براي نتيجههايش همچون فرزند و نوه خود ميتپد و من عاشق اين تپيدنم. من عاشق اين غرورم كه نگذاشت بيست سال تنهاييش ، بر كسي تحميل شود. من عاشق اميدم در او . من عاشق عشقم در او. من خجلم كه موهبت جواني من، تنها سن و سال است و نه شور ونه اميد. ما به او افتخار ميكنيم.
خدايا ، همچنان نور اميدت بر او بتابان .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر