۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

آلبالو


واما حكايت آلبالو
م .ح موسس شركت آلبالو كامپيوتر (نمايندگي پردازنده‌هاي AMD) ، كاربرد كلمه آلبالو را در فرهنگستان خوابگاه جاري كرد و استفاده از آن را براي مواقعي برشمرد كه شخص ، بطور رسمي ، دوستي و همراهي با بيگانه‌اي (!) را تاييد نكرده ، در عين حالي كه همگان از آن باخبرند و ضمن اينكه از دانستن يواشكي توسط ديگران ، نيز بدش نمي آيد.
لوگوي زيباي شركت پيشروي آلبالو كامپيوتر نيز كه بيربط به اين داستان نيست ، توسط سينا.د انجام شد كه هم اكنون از مديران موفق شركت گلدن سيستمز امارات مي‌باشد.
خيلي دوست داشتم هر دويشان را مي ديدم و سينا مثل هميشه اول مي پرسيد :" تو هنوز بابا نشدي؟!!"

۲۷ فروردین ۱۳۸۶

سالگردي ديگر

بسم الله

شايد بهترين انگيزه براي دوباره نوشتن بعد از اين سه ماه و اندي ، بازنويسي ِ نقطه شروع ِ مهمترين بخش زندگي باشد ، آنهم با يادآوري دلنشين صبحگاهي يك دوست.
9 سال پيش در 9 فروردين 77 ، با همراهي دلهاي از هميشه نگران تر ِ پدرومادر ِ هميشه نگران ، راهي بهشت مازندران شدم تا واقعيت مجازي ِ " آلبالو" * را به وافعيت عيني " بانوي اول" ، تحقق بخشم.
از قضا ، روزگار به خواست او، به كام ما بود . به طرفة العيني ، 16 روز بعد ، اينبار به همراهي ِ دل محكمي كه خود ، ستون ِ اين بنا بود ، دوتايي باز به بهشت مازندران قدم نهاديم ، اينبار نه با بيم و ترديد و اما و اگر ، كه با يقين و از دو روز بعد در كنار آن سفره آسماني و بي ‌پيرايه ، گذران زندگي مشترك را شمارش كرديم وتجربه .9 عدد كوچكي نيست براي روزي كه كوچك بوديم و شروع كرديم. خام و بي تجربه ، مست و مسرور.
شكيبايي و كمال ِ زودرس بانوي اول ، كيمياگر ِ كاستيهايي شد كه به لطف ِحماقت ِ ديررس وخامي من ، روز به روز افزونتر ميشد واين كيميا رنگ تجربه بدان مي‌داد و د ِيني به دوش من نهاد تا پايان عمر، غير قابل جبران. خدايش نگاه بدارد و نظر.

* حكايت ِ آلبالو ، در فصل بعد...

۰۶ دی ۱۳۸۵

بم





اين‌بار در سالروز يادآوري ِ حادثه تلخ ِ بم ، نه از دلتنگي ِ رفتن ِ عزيزانمان خواهم گفت ، نه از گلايه‌هاي كم كاريها و بي‌توجهي‌ها ، كه بي اين يادآوري هم ؛ يادِ سيما و مينا و محمدرضا و مادر مهربانشان ،هميشه باقيست... و مهم صبريست كه اين مرد دارد.




بحث نجات و كاهش تلفات و زيان ناشي از زلزله درهمه جاي دنيا ، بصورت تخصصي وكارشناسي تحت بررسي و مورد بحث است . آقاي Doug Copp ، رئيس گروه نجات و مدير تيم آمريكائي نجات بين المللي ARTI) American Rescue Team International) ،كه سازماني خصوصي و غير وابسته به دولت آمريكاست ،روش جديدي براي كاهش تلفات ناشي از زلزله مطرح كرده است كه تئوري آن (Triangle of life – مثلث حيات)، گرچه منطق قابل قبولي دارد اما مورد تاييد صليب سرخ آمريكا قرار نگرفته است و آنها همچنان روش " Drop, Cover, and Hold On" را براي مقابله با خطرات زلزله در آمريكا مناسب مي‌دانند. سازمان صليب سرخ آمريكا ، معتقد است كه تئوري آقاي Copp منحصراً براي پايلوت كشور تركيه و متناسب با ساختار فني ساختمانهاي آنجا مناسب است و براي كشور آمريكا ، كم خطرترين روش ، همان روش ِ " Drop, Cover, and Hold On" مي‌باشد.(دانلود ترجمه فارسي مقاله تئوري مثلث حيات)